آنچه به عنوان «نقطهزنی»، به ویژه از جنگ ۱۲روزه، به گفتگوهای روزمره راه پیدا کرد و مورد استناد قرار گرفت، یک معنای ضمنی مهمتر در خود دارد: «من هر وقت میلم بکشد، هر که را بخواهم میکشم»؛ فرقی نمیکند کودک باشد یا بزرگسال، زن باشد یا مرد، بیسواد باشد یا دانشمند، مردم عادی باشد یا وزیر و وکیل و رهبر و رئیسجمهور و سرلشکر.
تصورش را بکنید کشوری که بیرون از مرزهای خود – آنجا که سیطرهای برای سانسور و لاپوشانی و قلب واقعیت ندارد – به چنین جنایت و عصیانی دست میزند، در محدوده خودش – آنجا که کسی صدایش به جایی نمیرسد – به چه جنایتهای هولناکی دست میزند: هر کسی را که میلش بکشد با خانواده و محله و مدرسه و اداره و شهرش میکشد.
آنچه در یک سال گذشته تجربه کردیم جنگ نبود، تمامش ترور و جنایت بود؛ توسعه عرضی و طولی همان ترورهای قبلی که اغلب با هدف کشتن دانشمندان هستهای و ارعاب جامعه علمی در ایران و بسیاری موارد دیگر مثل آن در کشورهای منطقه در سالها و دهههای اخیر صورت میگرفت. جنگ هم برای خودش آداب و قواعدی دارد که نباید به فراموشی سپرده شوند.
توافق و ثبات مهمترین نیاز منطقه است اما مهمترین میوه آن باید ائتلافهای قدرتمند و فراگیر کشورها برای مهار این گردنکشی و محاکمه بانیان آن باشد؛ جنایتهایی که همچنان در مهمترین صحنه وقوع آن یعنی در غزه و کرانه باختری رود اردن و دیگر نقاط فلسطین و همچنین در لبنان و سوریه و … در جریان است.
تصویر متعلق به محمد باقری رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران و اشرف باقری همسر و فرشته باقری فرزند اوست که بامداد ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ در حمله تروریستی اسرائیل در خانهشان در ستارخان تهران کشته شدند. فرزند دیگر او در مصاحبهای گفته بود ما به این فکر کرده بودیم که اگر روزی اتفاقی برای پدرمان افتاد، مادرمان هست و ما این داغ را با حضور ایشان تحمل میکنیم. اما امروز هیچ کدام نیستند.
تا افسار جنایتکاران در منطقه کشیده نشود و دستشان از این اعمال شوم کوتاه نشود، این پیشبینیناپذیری و بیقاعدگی در منطقه و در دنیا تمام نمیشود.
این رویه باید تغییر کند.
تهران
۲۹ خرداد ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید